شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکنآغاز عشق است ای پسر اینها مکن اینها مکن
۲
ول یاری بدان رسمی‌ست خوبان را کهنای از همه بی رحم تر رسم نوی پیدا مکن
۳
گاهی نگاهی می‌کنی آن هم به چندین خشم و نازگو کارها یکباره شو این چشم هم بالا مکن
۴
مشهور شهری گشته‌ای وحشی چه رسوایی‌ست اینچندین به کوی او مرو خود را دگر رسوا مکن
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth