خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میان مردمانم خوار کردی عزت من کوسگ کوی تو بودم روزگاری حرمت من کو
۲
به سد جان میخرم گردی که خیزد از سر راهتندارم قدر خاک راه پیشت ، قیمت من کو
۳
به داغم هر زمان دردی فزاید محرم بزمتکسی کو با تو گوید درد و داغ حسرت من کو
۴
چو خواهد بیگناهی را کشد احوال من پرسدکه آن بیخانمان پیدا نشد در صحبت من کو
صفحهٔ ۱ از ۲