خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کوقفس بر هم شکست این مرغ، خرم بوستانی کو
۲
نگاه گرم آتش در حریف انداز میخواهمبر این دل کز محبت سرد شد آتش فشانی کو
۳
میدوشینه از سر رفت و یک عالم خمار آمدحریف تازه و بزم نو و رطل گرانی کو
۴
کمند پاره در گردن گریزانست نخجیریبخواهد جست ازین آماجگه چابک عنانی کو
صفحهٔ ۱ از ۲