شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کرده‌ایجانم گرفته در میان عشق هجوم آورده ای
۲
ای صید کش صیاد من تاب کمندت بازدهتا چند دست و پا زند صید گلو افشرده‌ای
۳
ای عقل برچین این دکان از چار سوی عافیتکامد به بد مستی برون رطل پیایی خورده‌ای
۴
چون معدن الماس شد از عمزهٔ تو سینه‌امرحمی که پهلو می‌نهد آنجا دل آزرده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth