خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که بدید از تو این فراخته قامتگفت که یاران قیام کرده قیامت
۲
پیش تو سرو سهی ز پای درافتدزانکه ندارد توان و تاب اقامت
۳
جز روش عشق و کار باده پرستیآخر هر کار حسرتست و ندامت
۴
پا به سر جان نه و در آبره عشقورنه سر خویش گیر و راه سلامت
صفحهٔ ۱ از ۳