خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نالهٔ من نی عجب گر جا به دلها میکندهرکجا آتش بیفتد جای خود وامیکند
۲
از نگاهی داد عقل و دین ما را دل بیارکس نداند این دل شیدا چه با ما میکند
۳
کرده خود با عشقبازی گر سمندر نیست دلاز چه بهر سوختن خود را مهیا میکند
۴
جویها کرده است جاری چشم از سیل سرشکچشمه را بنگر که هم چشمی به دریا میکند
صفحهٔ ۱ از ۲