خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردیاگر سنگین نبودی گوش او فریادها کردی
۲
کند بیگانگی هر چند گویم شرح غم با اوچه غم بودی اگر خود را به این حرف آشنا کردی
۳
به اغیار آنقدرها میتوانست از وفا دیدنچه میشد گر زیادی یک نظر هم سوی ما کردی
۴
به تنگیم از جدایی کاشکی میشد یکی پیداکه ما را رهنمایی سوی اقلیم فنا کردی
صفحهٔ ۱ از ۲