خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جوان ترک وش میر کدامین لشکریای خوشا آن کشوری کانجا تو صاحب کشوری
۲
ای سوار فرد از لشکر جدا افتادهاییا از آن ترکان یغما پیشهٔ غارتگری
۳
آتشت در آب پنهانست و زهرت در شکرآشکارا گرچه با من همچو شیر و شکری
۴
خواه شکر ریز و خواهی زهر در جامم که توگرچه زهرم میچشانی از شکر شیرین تری
صفحهٔ ۱ از ۲