خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاقبت دلا دیدی کار یار و من چون شدحاصل من از عشقش دیدهٔ پر از خون شد
۲
مهر اگر فزاید مهر از چه رو بآن مه منهرچه مهر افزودم جور و کینش افزونشد
۳
دوش مستی ما را جام مینشد باعثبل ز غمزهٔ ساقی حال ما دگرگونشد
۴
در جنون عشق ایدل نام هم بدل گرددقیس در غم لیلی گفته گفته مجنون شد
صفحهٔ ۱ از ۲