خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان فرقه بپرهیز که پرهیز ندارندزان طایفه بگریز که تمییز ندارند
۲
مردم بفشارند ز ناداری انصافیک چیز ندارند و همه چیز ندارند
۳
نیک ار نگری چارهٔ بیچارگی خلقرحم است که اندر حق خود نیز ندارند
۴
هنگام مصائب به تسلای دل همجز حرف غم افزای غم انگیز ندارند
صفحهٔ ۱ از ۲