شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار عاشق‌کش ما دوش به صد عشوه و نازگفت با زمرهٔ عشاق که آرید نیاز
۲
باری ای عاشق بیچاره مرو جز به نشیبکه به دامان وصالش نرسد دست فراز
۳
عشق پروانه بنازم که به دلخواهی شمعترک جان کرده و از شوق به سوز است و گداز
۴
صورت از دست بنه سیرت محمود بیارتا شوی مقبل محمود حقیقی چو ایاز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth