شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل برگرفته ایم از این خلق بوالهوسمائیم در زمانه و عشق بتی و بس
۲
در انتظار اینکه فتد کاروان براهداریم گوش جان همه بر نالهٔ جرس
۳
خرم دمی که رخت سوی آشیان کشمشد مرغ جان ملول در این تنگنا قفس
۴
دارم دلی شکسته و اینست حجتمکز دل همی شکسته برآید مرا نفس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth