خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باشچو گل بگلشن ایام دامن افشان باش
۲
تهی است کاسهٔ وارون آسمان زنهارز خوان دهر همان دست شسته مهمان باش
۳
میان مبند چو مور از برای ران ملخبدیو نفس مسلط شو و سلیمان باش
۴
کس ار حقیقت اسلام بایدش برگویکه فیض بخش به هر کافر و مسلمان باش
صفحهٔ ۱ از ۲