شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارشپرستاری چنین یارب چه باشد حال بیمارش
۲
گرفتارم بتار طرهٔ طرار دلداریکه درهر جا دلی پیدا شود باشد گرفتارش
۳
بنایی کوهکن بگذاشت اندر بیستون از خودکه هر کس بنگرد گوید بنازم دست معمارش
۴
به پشت پردهٔ عصمت بود حسن از حیا پنهانهمانا عشق بایستی که تا سازد پدیدارش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth