خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه گشتیم و نجستیم در اطراف جهانشنیک در خویش چو دیدیم بدل بود مکانش
۲
جذبهٔ عشق چنان برده دوئی را زمیانهکه بخود مینگرم دیده چو گردد نگرانش
۳
کسی آگاه از این صحبت من نیست جز آنکوعکس جانانه فتاده است در آئینه جانش
۴
سر دلدار نهان ماند و از اینست که آنرابکس ار پیر مغان کرد بیان دوخت دهانش
صفحهٔ ۱ از ۲