خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دیده و دل هر دو بدار تو شایقآزاد گرفتار تو از قید علایق
۲
روی تو چو خورشید هویداست و لیکنهر دیده نباشد بتماشای تو لایق
۳
هر کس که چو من دیده بروی تو کند بازجا دارد اگر چشم بپوشد ز خلایق
۴
عشق تو بنازیم که فایق بفلک شدبا اینکه فلک بر همه کس آمده فایق
صفحهٔ ۱ از ۲