شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هست این کون و مکان گوی خم چوگان عشقالله الله از دل عاشق که شد میدان عشق
۲
چشم دل گر بر گشایندت بمیدان وجوداندر این میدان نخواهی دید جز جولان عشق
۳
آنکه جوید عشق را پایان گه آغاز حشرگو پس از پایان محشر هم مجو پایان عشق
۴
عشق را سر در خط فرمان حسن است و بودجمله موجودات را سر در خط فرمان عشق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth