شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بفشان شکری از لعل لب ای کان نمککز وجود دهنت خلق فتادند بشک
۲
نه همین از غم زلفت رسد آهم بسماککز غم غبغبت اشگم شده جاری بسمک
۳
لطفت افزون بود ایجان ز ملک صد چندانکز بشر لطف پری یا زپری لطف ملک
۴
دوش در خویش نمودم سفر اندر طلبتهاتفی گفت بمقصد رسی الله معک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth