شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه ملک دان سبب افتخار خویش و نه مالکه این بود ز فنا ناگزیر و آن ز زوال
۲
بدولتی که ندارد فنا اگر داریبناز بر همه و آن هست علم و عقل و کمال
۳
بطبع اهل دل ار بایدت شدن مطبوعبدان که دیده دل بنگرد بحسن خصال
۴
برآر از دل خود ریشهٔ عداوت راکه این شجر ثمرش نیست غیر رنج و ملال
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth