شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا همیشه نه پیچان چو تار موی تو باشمکه همچو موی در آتش، ز طبع و خوی تو باشم
۲
به عیش پا زده‌ام تا، غم تو گشته نصیبمز خویش گم شده‌ام بس به جستجوی تو باشم
۳
کسان ز فتنه گریزند و من به رغم سلامتهمیشه در طلب چشم فتنه‌جوی تو باشم
۴
مرا به کشمکش کفر و دین چه کار، که دایمخیال موی تو دارم، به فکر روی تو باشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth