شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای رخت باغ بهشت و لب لعلت تسنیمآتش هجر تو سوزنده تر از نار جحیم
۲
تا زگیسوی تو بویی بمن آرد همه شبتا سحرگاه نشینم به گذرگاه نسیم
۳
دهنت حلقه میم و الف قامت منگشته چون دال دو تا از غم آن حلقهٔ میم
۴
جان چه کار آیدم الا که تو روزی ز وفابسرم آیی و سازم بقدومت تقدیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth