شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چگونه سر ز در پیر فقر بردارمکه گنج گوهر مقصود زیر سر دارم
۲
گر آشیانه ندارم چه غم که چون عنقاجهان و هر چه در آن هست زیر پر دارم
۳
الا که مهلکهٔ آز را هنر دانیبجان دوست که من ننگ از این هنر دارم
۴
مبین به مفلسیم منعما که در ره عشقز اشگ و عارض خود گنج سیم و زر دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth