خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی زبام تو من سوخته جان بر خیزمتا بسنگ اجل از بام جهان برخیزم
۲
باز در خانه فرو آیمت از گوشهٔ بامآنزمان هم که پی نقل مکان برخیزم
۳
بال بشکستی و پا بستی و دل خستی و بازمیزنی سنگ که برخیز چسان برخیزم
۴
چو نشان گر ز نیم تیر نشینم نه چو تیربفشار سر شستی ز کمان برخیزم
صفحهٔ ۱ از ۲