شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر جدا کنی از تیغ بند از بندمبه تیغ دیگرت ای دوست آرزومندم
۲
غم ترا فلک آزار من گمان داردولی بجان تو من با غم تو خرسندم
۳
سزد فزون شود از غیر من بمن جورتسزای اینکه ز غیر تو مهر بر کندم
۴
مرا ز خاک پس از مرگ نی شکر رویداگر تو کام دهی زان لب شکر خندم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth