شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داده‌ام جان رو نما تا روی جانان دیده‌امگرچه دشوار است دیدارش من آسان دیده‌ام
۲
خار میآید گل و سنبل بچشمم از دمیکان رخ گلگون و آن زلف پریشان دیده‌ام
۳
کی شود یارب شب وصل آید و من با حبیببازگویم آنچه درایام هجران دیده‌ام
۴
دل ز زلفش برنمیگیرم من ای زاهد بروگر تو آنرا کفر دیدستی من ایمان دیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth