خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افسوس که از حالت خود بیخبرانیمیک دهر همه کور و یک آفاق کرانیم
۲
ره پر چه و ما کور و ز نا بردن فرمانهم از نظر افتادهٔ صاحبنظرانیم
۳
شه جاده کزان قافله سالار گذشتهگم کرده بهر کور رهی ره سپرانیم
۴
تنها نه همین خود شده مشغول بعصیانبل بر پدر و مادر عاصی پسرانیم
صفحهٔ ۱ از ۳