شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریمبی مه روی تو بیزار ز دور قمریم
۲
بامیدی که ز گیسوی تو بویی شنویمهمه شب منتظر مقدم باد سحریم
۳
به تمنای گل روی تو ای سرو روانلاله سان داغ بدل غنچه صفت خونجگریم
۴
ای پریوش تو رخ از دیدهٔ ما بستی و مانظر از غیر توبستیم که صاحب نظریم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth