خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طعنه بر ما مزن ای شیخ و به خود غره مشوزان که معلوم شود کِشته به هنگام درو
۲
پاک کن دل که به میخانه دوصد جامهٔ پاکنستانند پی دادن جامی بگرو
۳
دوش از پیر مغان خواستم اندرزی گفتگوشی آور به کفم اده و اندرز شنو
۴
عملی را که در آن روی و ریا هست مکنمجلسی را که در آن صدق و صفا نیست مرو
صفحهٔ ۱ از ۲