خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کحل چشم اهل نظر خاک پای تووی جان عاشقان همه یکسر فدای تو
۲
آندم که پرده افکنی از روی خود بودنقد روان زنده دلان رونمای تو
۳
ای خاک بر سری که نشد خاک درگهتای وای بر دلی که نشد مبتلای تو
۴
هستی تو آفتاب جهانتاب و جان ماباشد چو ذره رقصکنان در هوای تو
صفحهٔ ۱ از ۳