خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیچارهٔی که نیست بجز حق پناه اوآن کن که به شود ز تو حال تباه او
۲
از خود مساز رنجه را کسی که سوی توگردد رها ز شصت خدا تیر آه او
۳
بیداد گر هلاک شد و ماند برقراربیدادکش که بود خدا دادخواه او
۴
چه کند ظالمی بره و خود در آن فتادزان پیشتر که دیگری افتد بچاه او
صفحهٔ ۱ از ۲