خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکس که داده نسبت روی ترا بماهالحق یک آسمان و زمین کرده اشتباه
۲
مشکل که جز قفای تو پوید ره دگرای سرو ناز هر که به بیند ترا براه
۳
کس سرو را ندیده که پوشد ببر قباکس ماه را ندیده که بر سر نهد کلاه
۴
برقع فکن بر آینهٔ رخ هر آینهترسم که در قفای تو مردم کشند آه
صفحهٔ ۱ از ۳