شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواهی ارجا به لب آب روان بگزینیآن به ای سرو که بر دیدهٔ من بنشینی
۲
سخن تلخ شنیدن ز دهانت عجب استکه تو پا تا بسر ایجان چو شکر شیرینی
۳
آفت جان و تن از غمزهٔ چشم بیماررهزن دین و دل از خال و خط مشگینی
۴
من تو را عاشق جانبازتر از فرهادمتو مرا دلبر طنازتر از شیرینی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth