خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مه ز مهر اگر نظری سوی ما کنیکام دل شکسته ما را روا کنی
۲
آموختت که این روش دلبری که رخبنمائی و بری دل و ترک وفا کنی
۳
هر کس فزوتر از همه شد مبتلای توبر او فزونتر از همه جور و جفا کنی
۴
بر آنکه منع عشق تو از من همی کندبنمای روی تا چو منش مبتلا کنی
صفحهٔ ۱ از ۲