خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چوبدید خویشتن را همه حسن و دلربائیبه هزار رنگ پوشید لباس خودنمائی
۲
بنمود خویشتن را بخود و ز فرط خوبیدل خود ربود از کف بنگر بدلربائی
۳
عجب از کمند زلفش که برای عالمی شدهمه رشتهٔ اسیری همه دام مبتلائی
۴
به ازل چو دانهٔ خال نمود تا قیامتهمه مرغهای دل شد به هوای آن هوائی
صفحهٔ ۱ از ۲