خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به غم خو کردهایم ای دوست ما را غم فرستتحفهای کز غم فرستی نزد ما هر دم فرست
۲
جامههامان چاک ساز و خانههامان پاک سوزخلعههامان درد بخش و تحفههامان غم فرست
۳
چون به یاد ما رسی دستی به گرد خود برآرگر همه اشکی به دست آید تو را، آن هم فرست
۴
خستگی سینهٔ ما را خیالت مرهم استای به هجران خسته ما را، خسته را مرهم فرست
صفحهٔ ۱ از ۲