شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل را ز دم تو وامْ روزی استوز صاف تو دُردِ خام روزی است
۲
از ساقی مجلس تو ما رااز دور خیال جام روزی است
۳
جان خاک تو شد که خاک را هماز جرعهٔ ناتمام روزی است
۴
مرغی است دلم بلندپروازاما ز قضاش دام روزی است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth