شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاکی‌دلم که در لب آن نازنین گریختتشنه است کاندر آب‌خور آتشین گریخت
۲
نالم چو ز آب آتش و جوشم چو ز آتش آبتا دل در آب و آتش آن نازنین گریخت
۳
آدم فریب گندم‌گون عارضی بدیدشد در بهشت عارض آن حور عین گریخت
۴
تا دل به کفر دعوت زلفش قبول کردکفرش خوش آمد از من مسکین به کین گریخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth