شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خه که دگرباره دل، درد تو در برگرفتباز به پیرانه‌سر، عشق تو از سر گرفت
۲
یار درآمد به کوی، شور برآمد ز شهرعشق در آمد ز بام، عقل رهِ در گرفت
۳
لعل تو یک خنده زد، مرده‌دلی زنده کردحسن تو یک شعله زد، سوخته‌ای درگرفت
۴
تاختن آورد هجر، تیغ بلا آختهزحمت هستی ما، از ره ما برگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth