شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اول از خود بری توانم شدپس تو را مشتری توانم شد
۲
بر سر تیغ عشق سر بنهمگر پی‌ات سرسری توانم شد
۳
عشق تو چون خلاف مذهب‌هاستخصمِ مذهب‌گری توانم شد
۴
تا به اسلام عشق تو برسمبندهٔ کافری توانم شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth