شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی تو را در رکاب شمس و قمر می‌رودلعل تو را در عنان شهد و شکر می‌رود
۲
قافلهٔ عشق تو می‌رود اندر جهانطائفهٔ عقل‌ها هم به اثر می‌رود
۳
روی تو را در فروغ دید نشاید از آنکز آتش رخسار تو تاب بصر می‌رود
۴
بی‌تو به بازار عشق سخت کساد است صبرنقد روانتر در او خون جگر می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth