شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن را که غم‌گسار تو باشی چه غم خوردو آن را که جان توئی چه دریغ عدم خورد
۲
شادی به روی آنکه به روی تو جام میاز دست غم ستاند و بر یاد غم خورد
۳
بر درگه تو ناله کسی را رسد که اوچون کوس هرچه زخم بود بر شکم خورد
۴
هرکس که پای داشت به عشق تو هر زماناز دست روزگار دوال ستم خورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth