شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد نفس صبح و سلامت نرسانیدبوی تو بیاورد و پیامت نرسانید
۲
یا تو به دم صبح سلامی نسپردییا صبح‌دم از رشک سلامت نرسانید
۳
من نامه نوشتم به کبوتر بسپردمچه سود که بختم سوی بامت نرسانید
۴
باد آمد و بگسست هوا را زِرهِ ابربوی زِرهِ غالیه فامت نرسانید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth