شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانشبه دل چون رنگ بر گل می‌دود زخم نمایانش
۲
همین بس در بهارستان محشر خون‌بهای منغبارش بوی گل شد در رکاب و گرد جولانش
۳
گل پیمانه در دستش ز خجلت غنچه می‌گرددبه عارض تا فتاد از تاب بی‌گلهای خندانش
۴
نشانش از که می‌پرسی سراغش از که می‌گیریگرفتاری گرفتارش، پریشانی پریشانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth