شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر دل که غم تو داغ کردشخون جگر آمد آب‌ کردش
۲
چون کوشم با غمت که گردونکوشید و نبود هم‌نبردش
۳
در درد فراق تو دل منجان داد و نکرد هیچ دردش
۴
دور از تو گذشت روز عمرمنزدیک شد آفتاب زردش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth