خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۲۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز باغ عافیت بوئی ندارمکه دل گم گشت و دلجویی ندارم
۲
بنالم کآرزوبخشی ندیدمبگریم کآشنارویی ندارم
۳
برانم بازوی خون از رگ چشمکه با غم زور بازویی ندارم
۴
فلک پل بر دلم خواهد شکستنکز آب عافیت جویی ندارم
صفحهٔ ۱ از ۳