شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای لعل تو پرده‌دار پروینوای زلف تو سایبان نسرین
۲
چشم تو ز نیم زهر غمزهخون کرد هزار جان شیرین
۳
صد عیسی دردمند را بیشدر سایهٔ زلف کرده بالین
۴
از چشم بد ایمنی که دارددندان و لب تو شکل یاسین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth