خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کردی نخست با ما عهدی چنان که دانیماند بدان که بر سر آن عهد خود نمانی
۲
راندی به گوش اول صد فصل دلفریبمو امروز در دو چشمم جز جوی خون نرانی
۳
آن لابههای گرمت ز اول بسوخت جانمزیرا که همچو آتش، یکسر همه زبانی
۴
از تو وفا نخیزد، دانی که نیک دانموز من جفا نیاید، دانم که نیک دانی
صفحهٔ ۱ از ۲