شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک توام مرا چه خوری خون به دوستیجان منی مرا مکش اکنون به دوستی
۲
ای تازه گل که چون مُلی از تلخی و خوشیچند از درون به خصمی و بیرون به دوستی
۳
مانی به ماه نو که بشیبم چو بینمتچون شیفته شوم کنی افسون به دوستی
۴
خونم همی خوری که تو را دوستم بلیتُرک اینچنین کند که خورد خون به دوستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth