خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بر در وصالت امید بار بودیبس دیده کز جمالت امیدوار بودی
۲
این فتنهها نرفتی از روزگار بر ماگرنه جمال رویت در روزگار بودی
۳
ما را غم فراقت بحری است بیکرانهای کاش با چنین غم دل در کنار بودی
۴
یارب چه رونق استی بازار ساحری راگر چون دو چشمت او را یک کیسهدار بودی
صفحهٔ ۱ از ۲