خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم غارتیدی ز بس ترکتازیز پایم فکندی ز بس دست یازی
۲
گل و مل تو را خادمانند از آن شدوفای گل و صحبت مل مجازی
۳
مرا جان درافکند در جام عشقتگمان برد کهاین عشق کاری است بازی
۴
هلاک تن شمع جان است اگرنهنیاید ز موم این همه تن گدازی
صفحهٔ ۱ از ۲